السيد مرتضى العسكري ( مترجم : محمد جوادى كرمى )
60
معالم المدرستين ( بازشناسى دو مكتب ) ( فارسى )
مكتب خلفا تا پايان قرن اول هجرى از تدوين حديث رسول خدا ( ص ) جلوگيرى كردند ، و اى كاش بدان اكتفا مىكردند ، آنها از روايت حديث پيامبر ( ص ) نيز ممانعت نمودند ؛ چنان كه « قرظة بن كعب » گويد : « هنگامى كه عمر ما را به عراق فرستاد ، خود او تا منطقه « صرار » ما را همراهى كرد و سپس گفت : « مىدانيد چرا شما را بدرقه كردم ؟ » گفتيم : « مىخواستى ما را دلگرم و گرامى بدارى » گفت : « علاوه بر آن خواسته ديگرى هم دارم : شما نزد مردانى مىرويد كه صداى قرآنشان همچون صداى زنبور عسل بلند است ، پس آنها را با حاديث رسول خدا ( ص ) از اين كار باز مداريد كه من مراقب شما هستم » قرظه گفت : « من پس از آن هيچ حديث و سخنى را از رسول خدا ( ص ) روايت نكردم ! » . و در روايت ديگرى گويد : « هنگامى كه قرظة بن كعب وارد شد گفتند : « براى ما از سخنان پيامبر بگو » گفت : « عمر ما را نهى كرده ! » « 1 » آرى ، در ميان صحابه ، هم افرادى چون قرظة بن كعب بودند كه « سنت خلفا » را پيروى نموده و از نشر و گسترش « سنت رسول خدا ( ص ) » امتناع مىكردند ، و هم افراد مقابل آنها ؛ از گروه اول كسانى چون « عبدالله بن عمر » و « سعد بن ابىوقاص » بودند كه دارمى در سنن خود [ ج 1 ص 84 - 85 ] در باب : « كسانى كه از فتوا دادن ترسيدند » از شعبى روايت كند كه گفت : « يك سال با « ابن عمر » همنشين بودم و نشنيدم كه از رسول خدا ( ص ) روايت كند ! » .
--> ( 1 ) . جامع بيان العلم ابن عبد البرّ ، ج 2 ص 147 . شرف اصحاب الحديث خطيب بغدادى ، ص 88 ، و تذكرة الحفاظ ذهبى ، ج 1 ص 4 - 5 . و در اسد الغابه ، ( ج 2 ص 203 ) گويد : قرظة بن كعب انصارى يكى از ده نفرى بود كه عمر آنها را با عمار به كوفه فرستاد . در احد و بعد از آن حضور داشت و در سال 23 ه - رى را فتح كرد و امام على هنگامى كه به جمل مىرفت وى را حاكم كوفه گردانيد و در زمان خلافت او در همانجا وفات كرد . .